دل تنگی
امروز یه روز دیگه است ولی من یه خورده خسته ام خیلی خوابم مییاد
اي كاش ميتونستم بخوابم خواب همه خوشي هارومیدیدم ولی یه چیزی
کدوم خوشی کدوم دل ؟ بازم صدای ناله های من در اومد شاید اشتباه کردم
نباید از انجا شروع میکردم باید یه جور دیگه میگفتم یه جور دیگه تموم
میکردم گفته های من همه خاکستر خاطراتم هستند ...
چه خوب چه بد باید گفته شه .اگه حالشو داری اگر دلت برام میسوزه
پس بشینو خوب گوش کن شاید یه کدومش حرف دل تو هم باشه ؟؟؟؟
امروز آسمون یه دل دیگه داشت نه دل آسمونیه خودش و نه دل منو نه حال و هوایی
اونم دیگه حوصله منو نداره نمی دونم چه جوری بهش یگم بازم آسمون منی یا آسمون یکی دیگه !!!!!
نمی دونم از این حرفم باید بگریم یا بخندم ....
روز ها میگذرند و من تنها باقی میمانم همه جوره سر گردونم نمیدونم تهش چی میشه ؟
توی گیرو دار زندگی یکی هست اون دورا یکی هست شاید بدونه که من چی دارم میگم؟
امشب یه شب دیگه است من باید از این دل یه جوردیگه بنویسم وای.......
میخوام از تو و خوبیهات بگم . میشه یه خواهشی کنم اگه بشه منم بشم قاب تو
اگه جایی داری .اگه بشه .اگه مجاز هستم .یه جای کوچکی هم واسه من نگه دار
من جای زیادی نمی گیرم فقط یه جورایی میخوام بگم میتونم .
ما که مردیم شاید دریا هم بعد ما بمیرد ما که رفتیم شاید دل تو هم آرام بگیرد .
بگذار بمیرد دل با خاطراتش بگذار بسوزد با روزگارش .
فقط بذار یه بار التماست کنم و بهت بگم که تو همه ی عشق منی ؟!!!
